تبليغاتX
جوانان بادغیس

جوانان بادغیس

بازتاب اندیشه وافکار جوانان مسلمان

  • 'قتل 40 نفر' در انفجار انتحاری در افغانستان

    یک انفجار انتحاری قوی در ولایت بغلان در شمال افغانستان، دست کم چهل کشته و شمار بیشتری زخمی برجای گذاشته است. مصطفی کاظمی رئیس کمیسیون اقتصادی پارلمان افغانستان و چند عضو دیگر پارلمان، در میان کشته شدگان هستند.

    مسئولان محلی و مقامات بیمارستانی در بغلان می گویند در اثر این حمله انتحاری شماری زن و کودک نیز در میان کشته شدگان هستند.

    این انفجار در منطقه ای روی داد که شورشیان طالبان، کمتر در آن فعالیت دارند.

    سخنگویان این گروه، که معمولا مسئولیت انفجارهای مشابه در جنوب و شرق کشور و همچنین کابل را به عهده می گیرند، گفته اند که انفجار انتحاری بغلان، کار آنها نیست.

  • طالبان یک ولسوالی دیگر را تصرف کردند

    مقامات افغان می گویند طالبان مسلح یک ولسوالی را در ولایت دایکندی در مرکز افغانستان تصرف کرده اند.

    سلطان ارزگانی، والی دایکندی می گوید نفرات طالبان شب هنگام به ولسوالی کجران این ولایت یورش برده و کنترل آن را در دست گرفته اند.

    به گفته آقای ارزگانی، شش نفر از ماموران پلیس به شمول آمر مبارزه با حوادث جنایی این ولسوالی نیز به اسارت طالبان درآمده اند.

    اما نصرالله صادق زاده، نماینده ولایت دایکندی در پارلمان افغانستان رقم ماموران پلیس اسیر شده به دست طالبان را یازده نفر می خواند.

  • ابراز نگرانی ایران از ادامه ناامنی در افغانستان

    یک مقام ایرانی از وخامت شرایط امنیتی در افغانستان ابراز نگرانی کرده و همزمان، وزیر خارجه ایران بر حمایت از دولت افغانستان تاکید نهاده است.

    به گزارش خبرگزاری دولتی ایران - ایرنا - محمد خزاعی، نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد، در جلسه مجمع عمومی سازمان ملل گفته است که وضعیت امنیتی افغانستان به وخامت گراییده و همچنین تولید مواد مخدر به بالاترین میزان در تاریخ افغانستان رسیده است.

    آقای خزاعی که در جلسه ویژه بررسی تحولات افغانستان سخن می گفت این شرایط را "نگران کننده" و از مسایل اصلی افغانستان توصیف کرد.

    نماینده ایران در سازمان ملل با اظهار اینکه 93 درصد مواد مخدر جهان در افغانستان تولید می شود، افزود که مبارزه موثر با این مساله مستلزم راهبردی جامع و اقدامات موثر دولت افغانستان و جامعه بین المللی است.

  • انتقال هشت زندانی از گوانتانامو به افغانستان

    مقامات می گویند دومین گروه از زندانیان افغان از بازداشتگاه گوانتانامو به افغانستان منتقل شده اند.

    این گروه هشت نفری از زندانیان، پس از رسیدن به پایگاه هوایی نیروهای آمریکایی در بگرام، به زندان پلچرخی در کابل انتقال داده شده اند.

    با این حساب، تعداد زندانیانی که تا حالا از گوانتانامو به افغانستان منتقل شده اند، به نوزده نفر می رسد.

    انتقال زندانیان افغان از بازداشتگاه گوانتانامو به افغانستان، براساس توافقات قبلی میان افغانستان و آمریکا صورت می گیرد.

  • عملیات سرکوب طالبان در شمال افغانستان

    مقامات اعلام کرده اند که در جریان درگیری یک هفته ای در شمال و شمال غرب افغانستان بیست نفر از شورشیان وابسته به طالبان کشته شده اند.

    این درگیریها در مناطق مرزی ولایات بادغیس و فاریاب صورت گرفته و مقامات می گویند در جریان آن نزدیک به بیست شورشی دیگر نیز به اسارت نیروهای دولتی درآمده اند.

    منابع رسمی می گویند در این عملیات که در همکاری با نیروهای هوایی و زمینی ناتو صورت گرفته، حدود ۱۵۰۰ تن از نیروهای ارتش و پلیس ملی افغانستان شرکت دارند.

    ژنرال مراد علی مراد، فرمانده قول اردوی (لشکر) شاهین به بی بی سی گفت آنها توانسته اند نفرات طالبان را در نواحی جرسیاه، غورماچ و قیصار سرکوب کنند.

  • بررسی 'صدها پرونده' مواد مخدر در افغانستان

    مسئولان مبارزه با مواد مخدر در افغانستان می گویند ظرف دو سال گذشته بیش از ششصد پرونده مرتبط با قاچاق مواد مخدر را مورد بررسی قرار داده اند.

    به گفته این مقامات، پرونده شماری از کارمندان دولتی نیز در این میان وجود دارد.

    در حالی که موضوع دست داشتن مقامات عالی رتبه دولتی در قاچاق مواد مخدر در افغانستان بارها مطرح شده، اما در میان این پرونده ها، نامی از مقامات ارشد دولتی برده نشده است.

    مبارزه با مواد مخدر از اولویت های دولت افغانستان و جامعه جهانی بوده و تا حالا صدها میلیون دلار در این زمینه مصرف شده است.

  • تلفات پلیس در غزنی و درگیری در فراه

    انفجار یک بمب در ولایت غزنی در جنوب کابل، تلفاتی را به ماموران پلیس وارد کرده است.

    این بمب در مسیر راه ولسوالی زنه خان و شهر غزنی منفجر شده و مقامات می گویند چهار مامور پلیس در اثر آن کشته شده اند.

    الله داد حلیمی، ولسوال زنه خان می گوید دو مامور دیگر پلیس نیز در این حادثه زخمی شده اند.

    انفجار زمانی روی داده که نیروهای پلیس مشغول گشت زنی در این ساحه بودند.

  • افغانستان: دهها مجرم به اعدام محکوم شده اند

    مقامات دادگاه عالی افغانستان می گویند ده ها مجرم دیگر از سوی این دادگاه به اعدام محکوم شده اند و پرونده های این افراد برای صدور حکم نهایی به رئیس جمهور فرستاده شده است.

    بیشتر این زندانیان در ارتباط با قتل، سرقت های مسلحانه و تجاوزهای جنسی مجرم شناخته شده اند.

    یک سخنگوی دادگاه عالی موجودیت زندانیان وابسته به طالبان را در جمع این افراد رد کرد و گفت همه کسانی که محکوم به اعدام شده اند، "زندانیان غیرسیاسی" هستند.

    مسئولان دادگاه عالی می گویند تعداد این افراد به بیش از هفتاد نفر می رسد.

  • بازچاپ کننده قرآن فارسی در افغانستان بازداشت شد

    دادستانی کل افغانستان، زلمی غوث بازچاپ کننده کتاب "قرآن پاک"، را بازداشت کرده است.

    عبدالجبار ثابت، دادستان کل افغانستان گفت که آقای غوث روز یکشنبه، چهارم نوامبر، زمانی که قصد بیرون شدن از افغانستان را داشت، در منطقه تورخم در نوار مرزی پاکستان بازداشت شد.

    کتاب قرآن پاک، ترجمه فارسی قرآن، کتاب مقدس مسلمانان بدون متن عربی است. برخی ها ادعا می کنند که این ترجمه، نواقصی دارد.

    این کتاب توسط شخصی به نام بختیار که گفته می شود در آمریکا بسر می برد، به زبان فارسی ترجمه و چاپ شده و سپس توسط زلمی غوث در افغانستان تجدید چاپ شده است.

  • 'مرگ بیست و پنچ شورشی' در افغانستان

    پلیس افغانستان اعلام کرده که در جریان درگیری های سنگین در ولایت جنوب غربی ارزگان، بیست و پنج نفر از شورشیان کشته شده اند.

    وزارت داخله (کشور) می گوید نیروهای ائتلاف تحت فرمان آمریکا نیز در این نبرد به کمک ماموران پلیس افغانستان شتافته اند.

    این درگیری در ولسوالی دهراوود ولایت ارزگان صورت گرفته و مقامات می گویند اجساد کشته شدگان در محل حادثه باقی مانده است.

    به گفته مسئولان وزارت داخله افغانستان، یک "فرمانده برجسته" شورشیان نیز در این نبرد به شدت زخمی شده است.

  • دیدار مرکل و کرزی در کابل

    آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان صبح امروز وارد افغانستان شده و با حامد کرزی رییس جمهور دیدار کرد.

    خانم مرکل پس از این دیدار در صحبت با خبرنگاران اعلام کرد که کشورش ظرف دوسال آینده صد و پنجاه میلیون دلار به افغانستان کمک خواهد کرد.

    صدر اعظم آلمان همچنین گفت که فعالیت نظامیان آلمان در بخش های امنیتی و بازسازی در شمال افغانستان کماکان ادامه خواهند یافت و در صورت ضرورت با نیروهای ناتو در جنوب نیز همکاری خواهند کرد.

    این نخستین سفر خانم مرکل به افغانستان پس از انتخابش بعنوان صدر اعظم آلمان است. آلمان در حال حاضر بیش از 3000 نیروی نظامی در افغانستان دارد که عمدتا در شمال این کشور مستقر هستند.

  • 'قتل یک پیکارجوی ارشد' به دست نیروهای افغان

    ارتش آمریکا می گوید که نیروهای امنیتی افغانستان یک فرمانده ارشد شورشیان که با طالبان متحد بود را به قتل رسانده اند.

    به گفته کریس بلچر، سخنگوی ارتش آمریکا، مولوی عبدالمنان و تعدادی شورشی دیگر که سعی داشتند از پاکستان وارد افغانستان شوند در عملیات نیروهای دولتی افغان کشته شدند.

    طالبان مرگ وی را تایید کرده است. عبدالمنان یکی از فرماندهان ارشد شورشیان در ولایات شرقی خوست، پکتیا و پکتیکا بود.

    آمریکایی ها می گویند مرگ او ضربه شدیدی به شورشیان وارد می کند.

  • 'طالبان دو نفر را به جرم جاسوسی سر بریدند'

    پلیس افغانستان گفته است که شورشیان طالبان یک زن و یک مرد را به اتهام جاسوسی برای نیروهای خارجی مجرم شناخته و آنها را سر بریده اند.

    بر اساس گزارشها یک زن و دو مرد دیگر نیز که در همان زمان توسط طالبان به اسارت گرفته شدند، آزاد شده اند.

    این پنج نفر در ولسوالی قره باغ ولایت غزنی در جنوب کابل، به اسارت گرفته شدند.

    پیشتر و در اولی ماه اکتبر طالبان اعلام کرد یک نوجوان پانزده ساله را به اتهام جاسوسی به نیروهای آمریکایی در افغانستان به دار آویخته است.

  • افغانستان قهرمان جام شورای کریکت آسیا شد

    تیم ملی کریکت افغانستان قهرمان جام بیست - بیست شورای کریکت آسیا شد.

    این مسابقات با شرکت تیمهای افغانستان، عمان، کویت، امارات متحده عربی، عربستان، قطر، مالزی، نپال، سنگاپور و هنگ کنگ در کشور کویت برگزار شد.

    در پایان دو تیم افغانستان و عمان به دیدار فینال این مسابقات راه یافتند که این دیدار روز جمعه 2 نوامبر در کویت و در حضور هزاران تماشاگر که تقریبا همگی شان طرفدار تیم افغانستان بودند برگزار شد.

    دقایقی پیش از پایان بازی و در حالی که آخرین ضربه می توانست سرنوشت بازی را مشخص کند، ناگهان هزاران تماشاگر طرفدار افغانستان به داخل زمین بازی ریختند و بازی نیمه تمام رها شد.

  • 'توقف' بازگشت پناهجویان افغان از پاکستان

    کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان می گوید که برنامه بازگشت داوطلبانه پناهجویان افغان از کشور پاکستان متوقف شده است، اما روند بازگشت این پناهجویان از ایران همچنان ادامه دارد.

    بر اساس گزارشها در طول سال جاری بیش از 350 هزار نفر از پناهجویان افغان از پاکستان و تنها کمی بیش از 6 هزار نفر از ایران به کشورشان بازگشته اند.

    توقف بازگشت داوطلبانه پناهجویان افغان از پاکستان به کمک کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان، تا ماه مارس سال 2008 میلادی ادامه خواهد یافت.

    محمد نادر فرهاد سخنگوی این کمیساریا دلیل توقف روند عودت پناهجویان افغان از پاکستان را کاهش شمار عودت کنندگان و فرارسیدن فصل سرما در افغانستان عنوان کرد.

  • کنگره حزب وحدت در مزار شریف

    صدها تن از ملیشه های سابق و هواداران حزب وحدت مردم افغانستان، کنگره حزب خود را در مزارشریف برگزار کرده تا برای رسیدن به قدرت به صورت دموکراتیک مبارزه کنند.

    محمد محقق، رهبر این حزب می گوید حزبش با رد خشونت و با بسیج مردمی می خواهد در دموکراسی نوپای افغانستان نقش فعالتری ایفا کند.

    بیش از یک هزار تن از اعضای حزب وحدت به همراه فرماندهان و شبه نظامیان سابق وابسته به این حزب در مزارشریف گردهم آمدند تا اعضای شورای مرکزی بلخ حزب وحدت را تعیین کنند.

    پیش از این، همایش دیگر این حزب در ولایت سمنگان برگزار شده بود و قرار است به همین شکل گردهمایی های دیگر حزب وحدت در ولایات شمالی افغانستان برپا شود.

  • مشکل 'دست داشتن دولتمردان افغان' در تجارت تریاک

    بارنت روبین کارشناس آمریکایی امور افغانستان می گوید تولید و قاچاق مواد مخدر در این کشور، به دلیل حضور مقامات بلند پایه دولتی در این تجارت، به یک چالش عمده در این کشور مبدل شده است.

    آقای روبین که برای شرکت در کنفرانس دو روزه "پاریس پکت" به کابل سفر کرده، می گوید اکنون دیگر روشن شده است که مقامات بلندرتبه دولت افغانستان و یا نزدیکترین وابستگان آنان، در قاچاق مواد مخدر دست دارند.

    بارنت روبین بر این موضوع نیز تاکید می کند که قاچاقچیان مواد مخدر در افغانستان از نفوذ و قدرت فوق العاده برخوردار هستند و حتی شماری از سرمایه گذاران در این کشور مجبور می شوند برای آغاز به کار و داشتن مصونیت در این کشور با قاچاقچیان مواد مخدر روابط دوستانه برقرار کنند و حتی از آنها کمک بخواهند.

    او می افزاید که حضور قاچاقچیان مواد مخدر در دستگاه دولتی افغانستان به حدی گسترده است که اگر نیروهای امنیتی تلاش برای بازداشت این افراد را آغاز کنند، احتمالاً دولت افغانستان از هم خواهد پاشید.

  • گمانه تغییر قانون انتخابات و توهم رقابتهای حزبی

    تصمیم پارلمان افغانستان در بازنگری قانون انتخابات که بر اساس آن نقش مشارکتی فعال و موثر به احزاب داده شود، در تئوری می تواند هدفی با نتایج مثبتی باشد، اما درعمل این هدف، تا چه اندازه قابل پیگیری، اجرا و موثر خواهد بود، جای تامل و پرسش جدی دارد.

    در جوامع دمکراتیک، احزاب جایگاه عمده ای در گردش قدرت و نقش موثری در توازن مدیریت ملی ایفا می کنند.

    این نقش در گسترش آگاهی سیاسی جامعه و پویایی و تحرک اجتماعی تبلور می یابد که عمدتا از کارکردهای رقابتی و سیاسی احزاب نشات می گیرد و انگیزه و اندیشه مشارکت و نظارت شهروندی را نهادمند و سامان پذیر می سازد.

    اما در افغانستان پس از سقوط طالبان، شعارها، کوشش ها و فضایی بوجود آمد که از آن به نام "روند دمکراسی پردازی" دراین کشور یاد می شود. تدوین قانون اساسی جدید با محتوا و مفاهیم نسبتا دمکراتیک، برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی، ایجاد برخی سهولت ها به زنان در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی، ظهور رسانه های متعدد دیداری، شنیداری و نوشتاری و تاسیس و بازتولید نزدیک به ۲۰۰ حزب سیاسی، از نمادهای روشن این روند شمرده می شوند.

  • ملت سازی: بحث ششم؛ هویت ملی

    هویت ملی از پایه های اصلی بحث دولت - ملت یا دولت ملی به شمار می رود.

    در واقع هویت ملی مجموعه ارزشهایی است که در طول تاریخ یک ملت شکل گرفته است. به تعبیر دیگر پدیده دولت – ملت بر مفاهیم شهروندی و هویت ملی استوار است.

    در بحثهای گذشته درباره روند ملت سازی در افغانستان به ساختار قومی و نقش دولت ملی در این رابطه پرداختیم. در این قسمت نگاهی داریم به پدیده هویت ملی و شاخصه های آن در افغانستان.

    مهمانان برنامه این هفته همت فاریابی نویسنده، ولی محمد زیارمل، صاحب نظر و غلام سخی ارزگانی، روزنامه نگار هستند.

  • چالشهایی که سر راه افغانستان قرار دارد

    گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا و حامد کرزی، رییس جمهور افغانستان پس از دیدار در لندن، تصویر خوشبینانه ای از پیشرفت و ترقی در افغانستان ترسیم کردند.

    آقای براون، به جای صحبت در مورد جنگ ناتو و سربازان بریتانیایی علیه شورشیان وابسته به طالبان، از رشد هفت درصدی اقتصاد، ایجاد بیمارستانها و مراکز درمانی، راه یابی میلیون ها کودک افغان به مکاتب و ارایه آموزش به نیروهای افغان که بتوانند در دراز مدت مسئولیت تامین امنیت سراسر افغانستان را بدوش گیرند، سخن راند.

    زمانی که نخست وزیر بریتانیا تعهد کرد افغانستان هیچگاه دوباره به سوی ناکامی راه نخواهد یافت، رییس جمهور کرزی سالهای زیادی از تاریخ افغانستان را مملو از تراژدی و ویرانی توصیف کرد که حالا امید به بهبود در آن تقویت شده است.

    سفر رسمی آقای کرزی به بریتانیا با اجلاس وزرای دفاع ناتو در هلند (ندرلند) همزمان شد؛ جایی که کشورهای عضو ناتو در مورد فرستادن نیروی بیشتر به افغانستان، تحت فشار قرار دارند.

  • آیا هرات میزبان شایسته نشست اکو خواهد بود؟

    نام هرات، چند سالی بود که به مدد شهرت در امر بازسازی، بار دیگر بر سرزبان ها افتاده بود و باور عمومی، این شهر کهن توانسته است برعلاوه گذشته طلایی، جایگاه بایسته ای نیز در وضعیت امروز افغانستان داشته باشد.

    نشست وزیران امور خارجه عضو سازمان همکاری های اقتصادی ( اکو) نیز این روزها این شهر را در محراق توجه قرار داده است. مسئولان دولتی، ازجمله وزارت خارجه افغانستان، از "دلایل زیاد" برای انتخاب هرات به عنوان میزبان نشست اکو یاد می کنند و شهروندان این شهر نیز این دلایل را که به گزینش شهرشان برای میزبانی مهم ترین نشست منطقه ای انجامیده است، مایه مباهات می دانند.

    اندیشه عمومی در این شهر، پذیرایی شایسته از این نشست و بازتاب فرهنگ مردم افغانستان است.

    بسیاری از مردم و مسئولان دولتی، برفرهنگ مهمان نوازی تاکید می کنند و رعایت این اصل را جزو افتخارات فرهنگی می دانند.

  • ملت سازی: بحث پنجم، دولت ملی پس از توافقات بن

    در ادامه رشته مباحث ما در باره روند ملت سازی در افغانستان دیدیم که چه زمانی نخستین نشانه های حرکت به سوی ایجاد دولت ملی در این کشور برداشته شده و در مقاطع مختلفی از تاریخ معاصر این کشور چه دوره هایی از این نظر حائز اهمیت بوده است.

    در قسمت قبلی این موضوع را به بررسی گرفتیم که در دهه بعد از ۵۷ خورشیدی آیا افغانستان شاهد تغییراتی در ماهیت قدرت و یا ساختار اجتماعی بوده است یا نه و چه موانع و محدودیتهایی در این عرصه وجود داشته است.

    در این بحث خواهیم دید که آیا عناصری از دولت ملی را در افغانستان پس از قرارداد بن می توان یافت و اینکه ساختار جامعه در افغانستان تا چه اندازه برای پذیرش دولت به مفهوم امروزی آمادگی دارد.

    مهمانان این بحث دستگیر خروتی، نویسنده و تحلیلگر، ویکتور کارگون، افغانستان شناس و جعفر مهدوی، کارشناس مسایل سیاسی هستند.

  • مبارزه جهانی با تروریسم 'به نفع القاعده انجامیده است'

    یک گروه تحقیقاتی در بریتانیا، می گوید دخالت این کشور در جنگ عراق و افغانستان، 'یک فاجعه' بوده و مبارزه جهانی با تروریسم، 'به نفع القاعده' انجامیده است.

    گروه پژوهشی آکسفورد که گزارش خود را امروز دوشنبه منتشر کرده، خواهان تغییرات بنیادی در سیاست بریتانیا شده و همچنین در مورد تبعات جنگ احتمالی با ایران، هشدار داده است.

    این گروه در ششمین سالگرد آغاز حمله ائتلاف تحت رهبری آمریکا به طالبان و القاعده در افغانستان می گوید "جنگ علیه تروریسم"، پس از شش سال، در دستیابی به اهداف خود، ناکام بوده است.

    شش سال پیش در هفتم اکتبر سال 2001 میلادی، نیروهای ائتلاف جهانی ضد تروریسم به رهبری آمریکا، حملات هوایی خود به طالبان و القاعده را در افغانستان آغاز کردند.

  • درنگی بر کتاب گزیده غزلیات بیدل

    شاعران بزرگ، قبل از آن ‌که فهمیده شوند، قبول عام می ‌یابند و بعدها ـ که این بعدها شاید قرنها نیز به طول بکشد ـ کم کم فهمیده می ‌شوند. شاعران متوسط همزمان با فهمیده ‌شدن مورد قبول تعدادی هم قرار می‌ گیرند. ولی شاعران ضعیف، فهم می ‌شوند، اما هیچگاه اقبال عمومی نمی‌یابند.

    عبدالقادر بیدل، بی ‌شک شاعر بزرگی است. شهرت روز افزون او، از روزگار خودش آغاز شده و تا به امروز ادامه یافته است. ولی فهمیدنش تا امروز نیز چنان که باید و شاید، اتفاق نیفتاده است.

    امروزه در راه فهم شاعران بزرگ، سه مانع می ‌تواند وجود داشته باشد. اول تجربیات بدیع و افکار بلندشان (در افرادی مانند مولانا و فردوسی). دوم بدایع و لطایف زبانی و بیانی (در کار بزرگانی مانند حافظ، نظامی و بیدل). سوم حجم آنبوه آثار این بزرگان که از حوصله‌ تنگ مردمان روزگار ما بیرون است.

    البته گاه مشکل چهارمی هم پیش می آید که مربوط می ‌شود به کاربرد‌ اصطلاحات خاص از علوم و فنون رایج زمان شاعر که برای خواننده‌‌ نا آشنا غریب می‌نماید (مثلاً در قصاید خاقانی).

  • گفتگو با یک دختر فوتبالیست افغان

    ورزش زنان و دختران در افغانستان از پیشینه زیادی برخوردار نیست. این کشور در مراحل گوناگون که متاثر از فراز و فرودهای سیاسی بوده، تجارب اندکی در این عرصه دارد، ولی این تجارب، از یک جریان متداوم ورزشی در میان زنان افغان حکایت نمی کند.

    برای این موضوع دلایل متفاوتی می توان ارایه کرد، نخستین و مهم ترین دلیل شاید همان درگیری های سیاسی پیاپی این کشور باشد ولی در کنار آن بافت سنتی و فرهنگی جامعه که محدویت هایی را برای فعالیت زنان ایجاد می کند، از دیگر عوامل بازدارنده در عرصه فعالیت های ورزشی زنان در افغانستان محسوب می شود.

    شمیلا کوهستانی، دختر جوان افغان از درون چنین محدودیت های فراگیری به ورزش فوتبال روی آورد.

    شمیلا هم اکنون تنها دختری نیست که در این کشور فوتبال بازی می کند ولی او و چند تن از دوستانش توانستند برای نخستین بار محدودیت بازی در محل های سرپوشیده را بشکنند و وارد میدان فوتبال شوند.

  • آوازخوانی نوجوانان در محافل زنانه در بلخ

    پس از ممنوعیت حضور و هنرنمایی مردان آوازخوان در جشنهای زنانه در ولایت بلخ، بازار خواننده های نوجوان گرم شده است.

    هم اکنون نزدیک به ۴۰ گروه موسیقی توسط نوجوانان در مزارشریف فعالیت دارند و تعداد این گروه ها روز به روز بیشتر می شود.

    در محفل عروسی همزمان دو برادر در هتل مارکوپولوی مزارشریف که صدها مهمان در آن حضور دارند، اجرای موسیقی به عهده چند نوجوان زیر سن ۱۴ سال گذاشته شده است.

    آوازخوان، همراه با گروه دو نفری نوازندگانش برای سرگرم کردن بخش زنان محفل عروسی دعوت شده اند؛ پیش از این، این کار مردان آوازخوان بود.

  • نگرانی از حمله به کاروانهای امدادرسانی در افغانستان

    سازمان ملل متحد از تمامی جناح های درگیر در افغانستان خواست که به کاروان های امدادرسان فرصت دهند تا به هزاران خانواده نیازمند در مناطق نا آرام، کمک برسانند.

    نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان در نظر دارد کمک های خود را قبل از فرارسیدن فصل زمستان در اختیار نیازمندان در مناطق مختلف این کشور قرار دهد.

    زمستان در افغانستان همواره با مشکلات گسترده ای برای مردم این کشور به ویژه خانواده هایی که در مناطق روستایی زندگی می کنند، همراه است.

    بارش سنگین برف، بیشتر راه های ارتباطی را در روستاها و بعضی از ولایات افغانستان مسدود می کند و دسترسی به این مناطق در جریان فصل زمستان، تقریبا ناممکن می شود.

  • رضایت مردم هرات از برگزاری اجلاس اکو

    اجلاس چهار روزه سازمان همکاری های اقتصادی (اکو) در هرات روز شنبه (۲۸ میزان/مهرماه) به کار خود پایان داد.

    در پایان این اجلاس اعلامیه ای با نام هرات در یک مقدمه و سیزده بند به تصویب رسید.

    پس از چهار روز بحث و مذاکره، شرکت کنندگان این کنفرانس بر سر ایجاد بازار آزاد اقتصادی در منطقه و گسترش روابط اقتصادی، ترانزیتی و فرهنگی میان کشورهای عضو این سازمان و مبارزه با فقر و مواد مخدر، مبارزه علیه تروریسم و جرایم سازمان یافته و همچنین افزایش کمک به صندوق بازسازی افغانستان به توافق رسیدند.

    کمک به صندوق بازسازی افغانستان شامل ایجاد یک بیمارستان دوصد بستر در ولایت فاریاب، ساختن یک کلینیک مجهز و یک پارک در کابل است.

  • آیا موسیقی سنتی افغانستان رو به فراموشی است؟

    صدای آلات موسیقی سنتی که نمایانگر اصالت موسیقی بومی افغانستان است، اکنون دیگر کمتر از ورای رسانه های داخلی شنیده می شود.

    کمتر رسانه صوتی و تصویری وجود دارد که به این بخش از فرهنگ دیرپای محلی به شکل بایسته آن بپردازد و شمار هنرمندانی که به این بخش هنر محلی می پردازند، اکنون دیگر انگشت شمار است.

    تعدادی از هنرمندان هم بطور ذوقی به موسیقی محلی می پردازند که تاثیر چندانی بر پیشرفت آن ندارد.

    موسیقی محلی هرات به گفته مردم این سامان، از اصیل ترین و بومی ترین موسیقی های محلی در افغانستان است که کمابیش اصالت خود را حفظ کرده است.

  • مجله 'گفت – و – گو': گفتگو می کنم، پس هستم

    "گفتگو" فصلنامه تازه ای است که اخیرا به خانواده رسانه های نوشتاری افغانستان پیوسته و نخسین شماره آن در پاییز سال روان از چاپ برآمده است.

    قطع و صحافت نسبتاً ویژه با جلد رنگی (تصویری از خزان) و طرحی متفاوت با آنچه عمدتاً در افغانستان برای نشریه های کتاب گونه در نظر گرفته می شود، عناصری است که در نخستین برخورد با فصلنامه گفتگو می توان مشاهده کرد.

    فصلنامه گفتگو در نخستین شماره خود نوشته که خود را متعهد به عرصه "اندیشه ورزی" می داند و عمدتا نگاهی فلسفی به مسایل و دغدغه های اصلی انسان دارد.

    از دیگر ویژگی های گفتگو این است که به فلسفه های مضاعف چون فلسفه سیاسی، فلسفه تاریخ، فلسفه دین، فلسفه اجتماعی و ... می پردازد، چیزی که عمدتا در میان نشریه های افغانستان به شکل اختصاصی در محاق فراموشی قرار داشته است.

  • آمادگی ها برای برگزاری اجلاس اکو در هرات

    واژه فراموش شده بازسازی در هرات، پس از سه سال بار دیگر بر سر زبان ها افتاده، اما این بار بخاطر برگزاری اجلاس اکو در این شهر.

    هفدهمین نشست وزیران خارجه سازمان همکاری های منطقه ای (اکو)، از شانزدهم تا بیستم ماه جاری میلادی (اکتبر) در شهر هرات برگزار می شود.

    به این منظور کمیسیونی متشکل از مقامات محلی هرات و نمایندگان وزارت خارجه افغانستان تشکیل شده تا آمادگی های لازم را برای برگزاری این اجلاس بگیرند.

    شهرداری هرات، اقدام به پاک‌کاری خیابان های شهر کرده و تدابیر شدید امنیتی نیز از سوی مسئولان امنیتی گرفته شده است.

  • انفجار در بغلان و مطرح شدن پرسش های تازه

    حمله انتحاری در ولایت بغلان در شمال افغانستان از بسیاری جهات غیرمعمول بود: از جمله تعداد قربانیان این حادثه و همچنین از این نظر که این حمله در ولایتی رخ داده که در سال های گذشته به نسبت آرام بوده است.

    ولایت بغلان از محل اصلی عملیات طالبان در جنوب افغانستان دور است.

    این منطقه پیش از این از حمله ها و انفجارهای انتحاری که در جنوب و جنوب غربی کشور رخ می دهد، تا حد زیادی بدور مانده بود.

    با وجود اینکه در گذشته بارها به جان مقامات بلندپایه ولایت های افغانستان سوء قصد شده است، ولی به نظر می رسد که حمله اخیر که علیه نمایندگان پارلمان بوده، بدترین این حمله ها بوده باشد.

  • مصطفی کاظمی؛ از سالهای جهاد تا عضویت در مجلس

    سید مصطفی کاظمی عضو برجسته پارلمان افغانستان روز سه شنبه 15 عقرب (آبان) به همراه شماری دیگر از اعضای این پارلمان و دهها تن دیگر در یک انفجار مرگبار در ولایت بغلان کشته شد.

    آقای کاظمی، در سالهای اخیر یکی از چهره های مطرح سیاسی در افغانستان بود. او در سال 1338 خورشیدی در منطقه لونج ولایت پروان زاده شد.

    او در سالهای جوانی، کابل را ترک کرد و به صف مخالفان دولت کمونیستی آن وقت پیوست و عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی افغانستان به رهبری محمد اکبری شد.

    در آن سالها، مصطفی کاظمی بیشتر در ایران به سر می برد.

  • نشریات کابل: سه شنبه ۱۵ عقرب

    نگرانی از افزایش نا امنی ها در افغانستان و بررسی تحولات اخیر در پاکستان از موضوعات عمده بازتاب یافته در روزنامه های چاپ امروز کابل است.

    روزنامه دولتی اصلاح در سرمقاله خود تحت عنوان "آیا تروریسم تقویت شده است؟"، دستیابی گروه طالبان به برخی اهداف در ولایت فراه را "تاکتیکی" خوانده و آن را "نشانه قدرت و حضور" آن گروه ندانسته است.

    این روزنامه توصیه کرده که پلیس باید به "نقاط ضعف" خود توجه بیشتری کند تا از هجوم شبه نظامیان طالبان جلوگیری بتواند.

    روزنامه هشت صبح در سرمقاله خود با توجه به درگیری های اخیر در ولایت فراه، نگرانی هایی را در مورد افزایش نا امنی ها در کشور مطرح کرده است.

  • ملت سازی: بحث هفتم؛ نقش روشنفکران

    در رشته مباحث گذشته درباره روند ملت سازی در افغانستان، به نقش و جایگاه اقوام در این روند، عنصر هویت ملی و نخستین تلاشها برای ایجاد دولت ملی در افغانستان پرداختیم.

    این هفته در بحث پایانی در این باره، جایگاه روشنفکران را در این عرصه به بحث می گیریم.

    مهمانان برنامه این هفته دکتر اکرم عثمان، نویسنده و صاحب نظر و حمزه واعظی، روزنامه نگار و پژوهشگر هستند.

    بیایید بحث خود را از اینجا شروع کنیم که اصولاً در افغانستان جنبش روشنفکری از کجا آغاز شد؟ ما چه به وجود یک جریان روشنفکری در تاریخ معاصر افغانستان معتقد باشیم و یا به ظهور چهره های روشنفکری که حرکتهای مقطعی و ناتمام را در مقاطعی از این تاریخ از خود به یادگار گذاشتند، آقای عثمان، فکر می کنید اولین حضور مؤثر روشنفکران را ما در چه زمانی در تاریخ افغانستان مشاهده می کنیم؟

  • تاثیر تحولات پاکستان بر افغانستان

    اعلام "وضعیت فوق العاده" در پاکستان، تحول سیاسی سنگینی بود که پس لرزه های آن را بدون شک در داخل افغانستان نیز می توان شاهد بود.

    افغانستان به عنوان کشوری که مرز مشترک بسیار طولانی را با پاکستان دارد بی گمان در آینده و در صورتی که حالت فوق العاده در پاکستان ادامه یابد و پاکستان را با بحران تازه سیاسی روبرو کند، صدمه های بزرگ سیاسی و اقتصادی را متحمل خواهد شد.

    این چیزیست که بیشتر تحلیلگران افغان بر آن تاکید دارند.

    احمد سعیدی، کارشناس افغان، می گوید اعلام حالت فوق العاده در پاکستان که به باور او در "حقیقت اعلام حکومت نیمه نظامیست"، صلاحیتهای بیشتری را در اختیار ارتش و دستگاه اطلاعات پاکستان قرار می دهد و در نتیجه راه برای مداخله بیشتر پاکستان در افغانستان هموارتر می شود.

  • افزایش کشت چرس در شمال افغانستان

    بوته های سبزی که از قد یک انسان بلندتر است، کشتزارهای روستائیان در ولایت بلخ را به جنگلزارهایی شبیه کرده که اگر بوی گیج کننده گلهای آن نباشد، محل طبیعی جذاب و آرامی بدور از ازدحام شهر، پدید آورده است.

    این بوته های سبز رنگ، بوته های چرس (بنگ) است که کشت آن پدیده ای رو به رشد در شمال افغانستان پنداشته می شود.

    در منطقه ای در روستای سرآسیاب در ولسوالی چمتال که نزدیک به سه ساعت با موتر (خودرو) از شهر مزارشریف، مرکز ولایت بلخ فاصله دارد، دیوارهای گلی اطراف چند جریب زمین بنا شده است.

    اما اینبار، این دیوارها خانواده ای را حصار نکرده است بلکه از آن برای "مصون" نگهداشتن بوته های چرس که مواد نشئه آور از آن تولید می شود، کار گرفته می شود.

  • عکس: مسابقات والیبال دختران در هرات

    برای نخستین بار در دست کم دوازده سال گذشته، دختران دانش آموز در شهر هرات افغانستان، در یک رشته مسابقه والیبال شرکت کردند.

    "آمریت ورزشی" ولایت هرات، این مسابقات را تحت عنوان "جام خزانی والیبال"، میان تیم های والیبال لیسه (دبیرستان)های دخترانه شهر هرات برگزار می کند.

    در این مسابقات، که به مدت ده روز ادامه دارد، ده تیم والیبال دبیرستان های دخترانه هرات شرکت دارند.

  • گرامیداشت صدمین سال تولد خلیل الله خلیلی در کابل

    صدمین سال تولد خلیل الله خلیلی نامدارترین شاعر معاصر افغانستان، طی مراسمی در زادگاهش شهر کابل، تجلیل شد.

    این مراسم در هتل اینترکانتیننتال کابل، با شرکت شاعران، نویسندگان و پژوهشگرانی از افغانستان و چند کشور دیگر برگزار شد.

    مسعود خلیلی فرزند استاد خلیلی و سفیر افغانستان در ترکیه، در این مراسم، پدرش را "عاشق وطن" و "پاسدار آزادی ملت" خواند.

    دکتر عبدالغفور روان فرهادی پژوهشگر و نویسنده افغان و نماینده پیشین افغانستان در سازمان ملل متحد نیز، قدرت بیان استاد خلیلی را، کم نظیر توصیف کرد.

  • برنامه های هفت ساعته موسيقی و سرگرمی

    برنامه های بيست و چهار ساعته بی بی سی برای افغانستان، در فاصله برنامه های بامدادی، نيمروزی و شامگاهی، هفت ساعت موسيقی و برنامه های تفريحی و سرگرمی پخش می کند.

    اين برنامه ها همه روزه از ساعت ٩ صبح تا يک بعد ازظهر، از چهار تا چهار و سی دقيقه عصر، از ساعت پنج تا شش و سی دقيقه عصر و از ساعت ده وسی دقيقه تا دوازده شب پخش می شود.

    موسيقی شاد، غزل ، آهنگ های فرمايشی، پاسخ به نامه ها و مطالب شنيدنی ديگر را در ١٥ شهر افغانستان بر روی موج اف ام قابل شنيدن است.

    طول موج برنامه های در شهرهای مختلف (کليک کنيد)

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 7:9  توسط عبدالناصر"عابد"  | 

خواب عشق

بوسه دوست

دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ
ـــــــــــ
ـــــــ
ــــ
ـ

زندگی یعنی

زندگی را دوست دارم

     نه در قفس

                       عشق را دوست دارم 

                                       نه در هوس

                                          تو را دوست دارم

love


 

 

عشق                                      بيداد    من

باختن                  يعني                    لحظه                 عشق

جان                          سرزمين             يعني                        يعني

زندگي                                 پاک من عشق                               ليلي و

قمار                                                                                    مجنون

در                              عشق يعني ...           شدن

ساختن                                                                               عشق

دل                                                                                   يعني

كلبه                                                                        وامق و

يعني                                                                   عذرا

عشق                                                           شدن

  من                                                عشق

 فرداي                                يعني

  كودك                        مسجد

  يعني             الاقصي

عشق  من

 

عشق                                      آميختن                                         افروختن

يعني                                 به هم          عشق                               سوختن

چشمهاي                      يكجا                    يعني                       كردن

پر ز                 و غم                            دردهاي             گريه

خون/ درد                                                   بيشمار

 

  عشق                                 من

    يعني                           الاسرار

    كلبه                  مخزن


عشق برتر

عشق يعني خاطرات بي غبار

 

دفتري از شعر و از عطر بهار

 

عشق يعني يك تمنا , يك نياز

 

زمزمه از عاشقي با سوز و ساز

 

عشق يعني چشم خيس مست او

 

زير باران دست تو در دست او

 

عشق يعني مرگ از يك نگاه

 

غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

 

عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق

 

گرمي دست تو در آغوش عشق

 

عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان

 

تا سحر از عاشقي با او بخوان

 

عشق يعني هر چه داري نيم كن

 

از برايش قلب خود تقديم كن

قلب من !



مشتاق رسیدن به کدام ساحلی ؟



آن ساحل بی کرانه در درون توست .



آب کدام چشمه را می جویی



تا عطشت را فرو بنشاند ؟



آب های بهشتی در درون توست .

 


قوی باش ، بی باک و خاموش .



به درون خود بنگر ،



بی گمان او را خواهی یافت .

 

          

                                    


 
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 13:27  توسط عبدالناصر"عابد"  | 

این نمیدانم چه ها را بخوانید و قضاوت کنید که آیا صفحات ادبی کشور ما واقعاً به ادبیات می پردازند و یا چون حاکمان کابل هرکسی را به گونه یی با چشم و ابرو شاد می سازند.

کسی از سیاسی نویسان ما گله یی ندارد؛ زیرا به قول بزرگی: رود آنها چون  رودخانهء کابل از کم عمقی  خشکیده .

آیا مسؤولین صفحات  ادبی  مامی دانند که  سیمای ادبیات کشوری را در حال مسخ کردن هستند؟

اگر همین مسؤولین می دانند که چه ثمره یی از کار شان بر میدارند؛ لطف کرده بگویند.



به این تازه ترین نمونه ها توجه کنید!

 

سزد گرديده سازيم درفراقت ارغـــــــوان جاويد          بيافشانيم جای اشک خون از ديدگان جــــــاويد

رسانيد گر ابوالقاسم ، کاخ نظم تا فــــــــــردوس          تو بردی صيت هويت تا فراز آسمان جـــــاويد...

معصومی

 

افغانستان   باستان

افغانيان را آ شيان

                                                   آسمان  کشور  ما  شد  سياه

                                                   روزگار مردم  ما شد    تباه

                                                   لشکر  آواره ء    ديده   جفا

                                                  بی پناه آزرده دل گمکرده راه

افغانستان   باستان

افغانيان را جان جان

                                                  پيکرت  در آ تش  دشمن   کبا ب  

                                                  جنگل و دريات گريسته بی حساب

                                                  شهر و ده  ويرانه گرديده  خرا ب

                                                 مرگ   ميبارد   ز  چشم    آ فتا ب...

 ناتور رحماني

 

 

ای وای از آن لحظهء وجود

که من نا خواسته

چون قطره شبنمی

که سحرگاهان روی برگ گلاب میپاشد

و با نخستین تا بش نور خورشید

محو میگردد

پا به عرصهء وجود

گذاشتم

در دایره زمان؟!

و حس کردم

زندگی، هــستی و وجود

خویش...

عزیز علیزاده

 

آوازه بسيار است ،

گپ های زياد و بيشمار است،

ازطرف پاسبانان « حقوق بشر »

وديده بانان تاج و وجدان

درباره ًمحاکمه، جنايتکاران جنگی

کردههً نود ميلادی بدينطرف ،

بخاطر چسپيدن به قدرت ارگ

ديگری برای دستيابی بر سرير ارگ،

شهر زيبای کابل را ،

به راکت و توپ بستند ....

امام عبادي

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 9:33  توسط عبدالناصر"عابد"  | 

Kabul Press, World Media Home, Associated with RAHA in exile

 جهان - افغانستان - فرهنگی - اجتماعی - اقتصادی - سياسی - حقوق بشر - انتشار کتاب - درباره ی ما - کار با ما  

روزنامه های برتر دنيا: آسيا   آمريکای لاتين   آفريقا   اروپا   ايالات متحده   کانادا   استراليا   پيوندها   صفحه ی نخست


کتاب اول کابل

فارسی: افغانستان - ايران - تاجيکستان

آگهی در خبرگزاری کابل

editor@kabulpress.org

مطالب ديگر به قلم سردبير:

رييس جمهور تشريفاتی

 انتخابات تشريفاتی تر

 

چشم اندازافغانستان نو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روايتی از افغانستان لب بسته

کامران ميرهزار

editor@kabulpress.org

 

  • مفهوم تلخ مرز

وقتی می خواهيم از مرز دوغارون وارد خاک افغانستان شويم، در نقطه ی صفر مرزی اولين چيزی که همراه خاک باد توجه را جلب می کند، بيرق رنگ و رو رفته ی افغانستان و موازی آن بيرق پاره پاره شده ی ايران است. پای به خاک افغانستان که می گذاريم، مفهوم تلخ مرز خود را بيشتر می نماياند. خاک باد و نوستالوژی بازگشتن به وطن با هم می آميزد و صحنه ای اعجاب آور می سازد از خاک و نوستالوژی. اين سوی مرز جهان اندازه ی خود را آنچنان نگسترانيده و آن سو نيز اين جهان محدود نگاه داشته شده است. مرز و زنجير فرضی که دو طرف آن بيرق پاره پاره و رنگ رفته ی دو کشور را روی دو ميله ی آهنی بالا کشيده اند، با همه ی تلخی اين را می نماياند که از اين پس تو هستی و اين وطن توست. وطنی که برايت تکه تکه کرده اند و آن سو ايران است و اين سو افغانستان. ما از اين پس در افغانستان هستيم و در حين ورود به آنچه اهالی سياست بر آن نام افغانستان را گذاشته اند، سربازان افغان در دو طرف جاده ايستاده اند. سربازانی که فقط به واسطه ی ايستادن در ابتدای مرز با کلاشينکف هويتشان را پی می بريم و آن سوتر بيشتر شبيه کارگران مکانيکی ايران بديده می آيند. با يونيفورم هايی بی ترکيب بر اندام اين مردان مغرور. سرباز می گويد: پيش برويد که تسمه را می کشم. می گويم: آن طرف مرز هم همين کار را می کنند. اين سوتر می آييم و دلالان تومان و افغانی به سرمان می ريزند. هرکس برای اينکه بيشتر ارزش تومان را در برابر افغانی می خواست بداند، می پرسد و چانه زنی های خشک و خالی برای دلالان می ماند. موتر از آن سوی مرز و پس از مراحل خاص اين سو می آيد تا مسافرانش را به هرات برساند. به هرات، شهر باستانی و سرزمين ناجو های افغانستان. به شهری که در بدو ورود  با پوستری از پسر کشته شده ی والی می گفت که اين جا قلمرو والی اسماعيل خان است.

موتر پس از طی مسافتی خود را به جاده ی پخته يا آسفالت شده می رساند و پيش می رود تا خود را از لابلای خاک باد به شهر برساند.  علی رغم گرمای شديد هوا و خاک باد پرده ها را کنار می کشيم تا افغانستان را مشاهده کنيم. خانه های گلی، بازارچه ی گلی که وسايل دم دستی را بفروش می رسانند و در امتداد راه چند نفر که در حوالی خانه های گلی پرسه می زنند. زمين های يکدست خشک، چند دقيقه بعد گله های بز، به فاصله ی هر دو يا سه کيلومتر تا هرات باز همان مردان با نام سرباز، با يونيفورم های نامرتب پوشيده و ناشسته را می بينيم که کنار جاده بيرق رنگ رفته ی افغانستان را بالا کشيده اند و مسلح ايستاده اند.  بيرق رنگ رفته چند بار در طی مسير به آوارگان بازگشته به وطن می گفت که اين جا افغانستان است و اشتباه نکنيد. در قسمتی از مسير که موتر ناچار بايد در جاده ی خاکی ادامه می داد، آهسته نگاه داشت و مردی با کلاشينکف و پيراهن تنبان پوشيده بالا آمد. در درگاهی لحظه ای تعادلش را از دست داد و به سختی خود را کشيد. تا وسط موتر رفت و با اعتراض مواجه شد که چرا موتر را نگاه داشته است. مشخص بود که چرس جانانه ای کشيده و همين طور که پايين می رفت، در پاسخ گفت که: خدا برای شما مردم افغانستان بلاهای بدتر از اين بياورد. موتر همراه باز جواب مسافران حرکت کرد:

- افغانستان ما ويران ست برادرا از خاطر هميطه آدماست

- اوو؛ خدا ايناره از افغانستان گوم کنه

- خدا مهربانست

- کثافتا سالا جنگ کده، جنگ کده، همه مردمه بيچاره کده.

  • هرات باستان يا زباله دان صنعتی

مشخص است که به هرات نزديکتر می شويم و اين را تابلويی قديمی کنار جاده می گفت. به هرات نزديکتر شديم و تا اينکه تابلويی ما را متوجه خود کرد که به هرات باستان و شهيدان خوش آمديد. موتر که گودی جاده را بالا آمد، هراتی که در ذهن ما بود يکباره فرو ريخت و اين متبادر شد که اينجا زباله دان صنعتی در افغانستان برای کشور های صنعتی ست. تا چشم کار می کرد، ما برای لحظاتی موتر های کارکرده را با مدل های مختلف که با زبان های مختلف بر آن چيز هايی نوشته بودند، می ديديم. زباله دان صنعتی يا هرات باستان؟ دوست داشتيم که اشتباه ديده باشيم و فاجعه اما نشان می داد که هرات باستان در حال دفن شدن است. موتری که ما سوارش بوديم، ما را انتهای چوک يا ميدان گل ها پياده کرد. اولين چيزی که برايم لازم می ديدم گشت زدن در شهر بود. به ناچار تاکسی گرفتيم تا من و دوست و همراهم را به هتل مورد نظرمان برساند. به هتل چهار فصل باميان. تاکسی ران يا خليفه بلافاصله پس از اينکه سوار شديم، مفهوم خود را از هرات برايمان گفت: اينجا شهر چور( غارت) است.

  • ريخت شهر

خانه های گلی در حال خراب شدن، ساختمان های تازه ساز، انواع موتر های کار کرده ی خارجی و البته خاک بادی که هر سال 120 روز به سراغ اين شهر می آيد، ريخت ناهماهنگی از اين شهر ارايه می دهد. اين ريخت ناهماهنگ بر بافت قديمی تاثير گذاشته و هرات باستان را در حال دفن کردن است. ميراث استاد بهزاد در هرات نتوانسته در برابر سيل جديد مقاومت کند و هياهوی نوسازی مرقع کاری های شگفت را محدود و نابود می کند. حتا مناره ها و آرامگاه گوهرشاد خاتون نيز از اين قاعده جدا نيست. يکی از مناره ها حد اقل 15 درجه به سمت سقوط و تخريب، زودتر از بقيه آمده است. آثار باستانی هرات بی توجهی در حال تخريب می باشد تا بجای آن شهر با ساختمان های نو پديد آيد.

به ندرت در شهر می توان از مردان کسی را يافت که پيراهن و تنبان نپوشيده باشد. زنان بدون استثنا از دو گونه پوشش استفاده می کنند؛ تقريبا همه ی زنان پوشش فيروزه ای برقع و چادر دارند. گاهی هم يافت می شود که از چادر سياه رنگ ايرانی استفاده می کنند. کودکان دختر زير 10 سال الزامی برای بکار بردن اين پوشش ندارند. پليس ترافيک با تابلوهای ايست و گاهی چراغ قرمز دستی در شهر ديده می شوند. قومندانان و سربازان، نامرتب لباس پوشيده اند و باز کارگران مکانيکی ايران را تداعی می کنند. لباس ها را می توان از قسمت جنوبی مسجد جامع تهيه کرد و به شمايل قومندانان درآمد. گاهی می توان ديد که گزمه های شاروال يا شهردار چرخ های دستی کودکان را که با آن فروشندگی می کنند، ضبط کرده و با خود می برند. در شهر کنار ابنيه های در حال تخريب مسجد جامع زيبايی خاص خودش را حفظ کرده و طالع ما که بسته بود و داخل را نمی توانستيم مشاهده کنيم. ناجوها ی شهر ، شهر را قابل تحمل کرده است و درختانی که عمرشان گاه بيشتر از مسن ترين فرد هراتی ست، همچنان ايستاده اند. بيشترين تعداد فروشگاه ها را فروشگاه های محصولات يکبار مصرف چينی يا تايوانی تشکيل می دهد. بازارچه های قديمی که اکنون آن ها را مارکت می نامند، فرم قديمی خود را هنوز حفظ کرده اند.

در مجموع ريخت کنونی شهر ترکيبی هماهنگ ندارد و هر بخشی از شهر ساز خود را می زند و آن بخش نيز ناهماهنگ است.      

   ادامه دارد      

کامران ميرهزار

افغانستان

RAHA- World Independent Writers' Home, Afghanistan Center, In Exile

خواندن

 و

نوشتن

مهندسی ادبيات افغانستان

کامران ميرهزار

مقاله ها و گفتگو  

گفتگو از مينا کابلی

  جلد: سين کرنان

RAHA S/N: RWIWH7

گزارش های روزانه

   کابل

  نجلا باختر

najla@rahapen.org

دايکندی، ولايتی گم در خويش

از مترجمی

 تا روسپی گری

افغانستان تجارتخانه ی حقوق بشر

سطح نازل ژورناليزم در افغانستان

حامد کرزای به رياست زلمی خليل زاد

مشاوران آريل شارون در کابل

قاچاق انسان همچنان ادامه دارد

سفر نويسندگان مختلف به کابل

رواج بهره کشی جديد از زنان افغانستان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 جهان - افغانستان - فرهنگی - اجتماعی - اقتصادی - سياسی - حقوق بشر - انتشار کتاب - درباره ی ما - کار با ما  

روزنامه های برتر دنيا: آسيا   آمريکای لاتين   آفريقا   اروپا   ايالات متحده   کانادا   استراليا   پيوندها   صفحه ی نخست


کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به خبرگزاری کابل می باشد    ( شرايط استفاده)

Webstats4U - Free web site statistics
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 9:29  توسط عبدالناصر"عابد"  | 

محمد کاظم کاظمی
شاعر و نويسنده افغان

براتعلی فدايی، شاعر ديروز و امروز با سبک کهن و نو

مراسم نکوداشت هفتاد وهفتمين زاد روز استاد براتعلی فدايی، توسط انجمن ادبی ناظم هروی، در شهر هرات افغانستان برگزار شد.

در اين مراسم که عده زيادی از شاعران و نويسندگان شرکت داشتند، پس از بيانيه انجمن ادبی ناظم هروی* که توسط محمد ناصر ناهض خوانده شد، شماری از فرهيختگان همچون استاد سعاتملوک تابش، استاد لطيف ناظمی، استاد محمد داوود منير و شمار ديگری از شاعران و اهل قلم، نبشته ها، شعرها و بيانيه هايشان را در مورد شخصيت فرهنگی و ادبی استاد فدايی و سبک شعر وی ايراد کردند.

اين نخستين بار در تاريخ افغانستان است که از يک تن از مشاهير اين کشور، در زمان حياتش تجليل و تقدير می شود.

نيم قرن شاعری

استاد براتعلی فدايی، متولد سال ۱۳۰۷ خورشيدی است‌.

گفته می شود که کار استاد فدايی در ادارات دولتی، به دليل انتقادهايی که از بعضی نابسامانيها می‌کرد، ديری نپاييد.

از استاد فدايی‌، شعرهای بسياری در مطبوعات افغانستان چاپ شده است‌، اما به طور مستقل‌، يک گزينه شعر او با عنوان حريم راز در سال ۱۳۷۱ خورشيدی به نشر رسيد که منتخبی بود از سه دفتر چاپ‌ نشده فرياد خون‌، ،گنج اسرار و راز سخن‌.

کتاب ديگر اين شاعر، چامه‌ها و چکامه‌ها است که در ۱۳۸۱ خورشيدی منتشر شده است‌.

فدايی دارای قريحه ادبی و تسلط ستودنی بر اسلوب های شعر کهن است.

اهل ادب در افغانستان، او را شاعری آشنا به اصول و فنون سخنوری‌ می دانند، البته با همان معيارهايی که در ادب سنتی اين کشور رايج بوده است‌.

از اين لحاظ، فدايی را می‌توان تالی بزرگانی همچون قاری عبدالله، غلام ‌احمد نويد، غلام‌ نبی عشقری و بالاخره استاد خليل‌ الله خليلی دانست‌.

ولی با همه گرايش و وفاداری به قالبها و معيارهای بلاغت قديم‌، فدايی کوشيده ‌است در محتوای آثارش پايبند مضامين مکرر و مفاهيم کهن نماند و تا حدی که سبک کار او اجازه می‌دهد، همپای تحولات زمانه حرکت کند.

مذهبی‌سرايی‌، يکی از ديگر زمينه‌های جدی کار استاد فدايی است‌. او شاعری است شيفته بزرگان دين‌، و در همان قالبهای سنتی‌، منقبتهای بسياری برای آنان سروده است‌.

بسياری از مناقب استاد فدايی نقل محافل منقبت‌خوانی افغانستان است و بسياری از منقبت‌خوانان سنتی افغانستان‌، شعرهايی از او را در حافظه دارند.

'آزادمنش'

استاد براتعلی فدايی همچنين در ميان شاعران هم عصر خويش، به "آزادمنشی" شهرت دارد که "هيچگاه در جوار مراکز قدرت نزيسته و ستايشگر هيچيک از قدرتمداران عصر نبوده است‌".

او حاکميت حدود ده زمامدار افغانستان را تجربه کرده و به عنوان سخنوری شناخته می شود که "چه صريح و چه ضمنی‌، منتقد و يا معارض نظامهای حکومتی بوده است‌".

در سالهای دهه چهل‌، شعرهای انتقادی استاد فدايی در نشريات اتفاق اسلام‌ و ترجمان‌ چاپ می‌شد.

در دوران اشغال افغانستان توسط ارتش شوروی سابق نيز، فدايی به صف معارضان حاکميت پيوست‌، تحت تعقيب قرار گرفت و چندين سال آوارگی در ايران را در پی آن تجربه کرد.

شعر مشهور "اين بخارا نيست‌، خاک آرياست‌ -- مهد شير و ميهن شمشيرهاست‌" که در سالهای اشغال افغانستان ورد زبانها بود، اثر استاد فدايی است.

پرورش شاعران

براتعلی فدايی از نخستين بانيان و فعالان محافل ادبی هرات در عصر حاضر است و حدود نيم قرن‌، در اين مجامع و محافل حضوری جدی داشته‌است‌.

حاصل اين فعاليت، پرورش يک نسل از شاعران جوان آن روزگار بوده است که بعضی از آنان همچون ظاهر رستمی و نظام‌الدين شکوهی اکنون از شاعران شاخص پارسی سرای افغانستان به شمار می‌آيند.

فدايی را از معدود شاعران افغان است که در سن قريب به هشتاد سالگی‌، با همان قوت طبع جوانی شعر می‌گويد و حافظه ‌اش سرشار از شعرها و خاطراتی ماندگار است‌.

از استاد براتعلی فدايی تاکنون دو مجموعه شعر با نامهای حريم راز و چامه ها وچکامه ها به نشر رسيده است

اين پاره از يک شعر براتعلی فدايی‌، گويای سلوک شعری و سبک کار اوست‌:

شعر من پرده هر لولی بازاری نيست‌
که مرا حرفه شود
که مرا نان بخشد
که مرا جامه دهد
و مرا در رده مزدبگيران مقدم دارد
شعر من زاده ايمان من است‌
همه احساس‌، همه تدبير است‌
شعر من تصوير است‌
شعر من آژير است‌...

پيک صبح‌ نمونه ای از غزل استاد فدايی هروی است:

پروانه‌سان به شعله عشق تو تا نسوخت‌
عاشق ز حال خويش صبا را خبر نکرد

يا پيک صبح بر من مسکين نظر نداشت‌
يا بر جوار کوی تو جانا گذر نکرد

خاکت به سر، دلا! که ز هجر رخ نگار
بر سنگ خاره، شعله آهت اثر نکرد

عمری تو لاف عشق و محبت زدی و يار
غير از حديث صحبت اغيار سر نکرد

ای مرغ پرشکسته‌! از اين دام ابتلا
کس بی وقوف‌، جان سلامت بدر نکرد

در راه عشق‌، توشه صبر و تحملی‌
آن کس که برنداشت‌، به جرأت سفر نکرد

دوشينه پير ميکده می‌گفت‌: نوش باد
آن را که باده خورد و ز مستی حذر نکرد

کو عاشقی که تن به رضای قضا نداد
وآنگاه بردباری حکم قدر نکرد

با درد و غم بساز، فدايی‌، که روزگار
جز زهر کين به کاسه اهل هنر نکرد

ستاد براتعلی فدايی، متولد سال ۱۳۰۷ خورشيدی است‌.
 

 از استاد فدايی‌، شعرهای بسياری در مطبوعات افغانستان چاپ شده است‌، اما به طور مستقل‌، يک گزينه شعر او با عنوان حريم راز در سال ۱۳۷۱ خورشيدی به نشر رسيد که منتخبی بود از سه دفتر چاپ‌ نشده، فرياد خون‌، گنج اسرار و راز سخن‌. کتاب ديگر اين شاعر، چامه‌ها و چکامه‌ها است که در ۱۳۸۱ خورشيدی منتشر شده است‌

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 9:23  توسط عبدالناصر"عابد"  | 




مردي از قبليه‌ي آب و آفتاب

 11 سنبله 1332- افغانستان

در یک تابستان گرم و در دل انگیز ترین لحظات هستی، در یک درهء زیبا و سحر انگیز، کودکی پا به عرصهء جهان می گذارد که روزی سرنوشت کشور و سرنوشت جهانی را که در آن می زید، تغییر می دهد.
کودکی از قبیلهء آب و آفتاب و از جنس عاطفه و مهر و صداقت، کودکی که می آید تا همه ی غزل ها در شأن او سروده شود و همهء قالب ها تصویر او را به نمایش بگذارد و همه ی رؤیا ها تعبیر شجاعت و شهامت او باشند. او می آید تا همه ی بی نهایت ها، او را در خود جای دهند.
او برای مهر می آید، برای چاره سازی، برای دستگیری، برای خوشبختی، برای گشایش، برای دلسوزی، برای پیروزی، برای نیرومندی و برای پاکی و آسودگی سرزمین اش.
او می آید تا بر بلندای تاریخ سرزمین اش بایستد و با توانمندی و بی آن که خواب او را فراگیرد، پاسبان سرزمین اش باشد.
روز تولد او روز زیباست. روزی که در یک خانواده ی محترم و شریف نام نیک یک مرد از فراز دل آسمان بر می خیزد. پدرش مرد معتدل و معزز دگر وال دوست محمد خان است، و مادرش زن مهربان و صبور که او را هیچ آوایی خوش تر از ترانه های قرآن نیست. مادری که مسعود از انضباط محکم وی در تعلیم و تربیه اطفالش بارها یاد می کند. کودک را احمد شاه نام می نامند که نام خانوادگی اش( مسعود) را با نام پر شکوه خویش آذین می بندد.
نگاه به چشم اندازهای بکر و طبیعت زیبا و سحر انگیز پنجشیر و مشاهده صداقت زحمت کشان و رنج دیدگان دره در هر صبح و شام، ذهن کودکانه او را به دنیای بزرگ می گشاید و گامهای کوچک او از همان آوان کودکی در جوار دریای پنجشیر، سختی و صلابت سنگ و صخره را تجربه می کند، تا بعد ها مردی و مردانگی او با صلابت صخره و سنگ در هم آمیزد.احمد شاه مسعود زیبا ترین خاطرات پر شور کودکی اش را با کودکان و همسالان خویش در مکتب بازارک پنجشیر تجربه می کند. صنف دوم را به پایان می رساند که پدرش به علت تغییر شغل راهی هرات می شود. او نیز با خانوادهء گرامی اش پدر را همراهی می کند تا مردم شهر باستانی هرات نیز افتخار میزبانی کودکی را داشته باشد که در سالیان نه چندان دور نامش به افغانستان نیروی سرشار می بخشد. صنوف سوم و چهارم ابتدایی را در لیسهء موفق هرات پشت سر می گذارند که خانواده اش راهی کابل می شود و او نیز می رود تا در سرنوشت تاریخی خویش روزها، هفته ها، ماه ها و سال های دیگری را شکل بخشد.
از همان آوان کودکی ذکاوت و تیز هوشی او اطرافیانش را به حیرت وا می دارد. یکی از دوستان نزدیکش حکایت شیرین نقل می کند:
احمد شاه در کارته ی پروان همسایه ی ما بود. با آنکه یازده سال بیشتر نداشت، رفتار برازنده و تأثیر گذار داشت. روزی جمعی از دوستان دورتر از ساحه ی مسکونی خویش به تفریح و بازی پرداختیم. هنگام بازگشت برای آنکه زودتر به منزل برسیم وارد یک زمین کشاورزی شدیم، هنوز مسافتی را طی نکرده بودیم که صدای هیاهو و خشم مرد دهقان ما را به وحشت افگند. همه در یک استقامت می دویدیم و مرد نیز از تعقیب ما دست بردار نبود. ترسیده بودیم و نمی دانستیم چه باید بکنیم. ناگاه فریاد احمد شاه مسعود بلند شد که:
پراکنده شوید و هرکدام از یک سمت فرار کنید. اینطور او نمی داند که کدام مان را باید تعقیب کند. ما به فرمان احمد شاه مسعود از خشم مرد دهقان گریختیم و از آن پس او را به عنوان فرمانده گروه خود انتخاب کردیم و او نیز هر روز با انضباطی دقیق و دستورالعمل های محکم ما را تعلیم می داد.
او دوران کودکی اش را با آگاهی از مسایلی که پیرامونش می گذرد، سپری می کند. دوران متوسطه و لیسه را در لیسه استقلال سپری می کند و به این ترتیب به سر آغاز فصل پر شور جوانی اش می رسد. به انستیتوت پلیتخنیک کابل شامل می شود و دو سال را در آن جا تحصیل می کند. این سال ها برای او که با هوشیاری تیرگی و گزند و غم و تلخی و خاموشی را در دل مردمش احساس می کند، سر آغازیست برای یک دوره طولانی مبارزه خستگی نا پذیر. زیرا او نمی تواند تجاوز فرهنگی و سلطهء سیاسی و اقتصادی شوروی کمونیستی وقت و فساد داخلی در نظام حاکم را به تماشا بنشیند. پس می رود تا در کنار دیگر یارانش شب های دیجور ستم را در نوردد.
آغاز فعالیت های وی زمانیست که با انجینر حبیب الرحمن شهید، مرد بلند آوازه ی تاریخ مبارزات مردم افغانستان آشنا می گردد. انجینر حبیب الرحمن که یکی از پیشتازان نهضت اسلامی افغانستان است و مسوولیت امور نظامی را در این نهضت به عهده دارد، از احمد شاه مسعود می خواهد تا با استفاده از حضور یکی از وا بستگانش شهید جگرن محمد غوث یکی از پیشتازان نهضت اسلامی در دستگاه نظامی، به جلب و جذب افسران نیروی هوایی مبادرت ورزد.
شش ماه پس از کودتای 16 سرطان 1352 انجینر حبیب الرحمن دستگیر شده و به شهادت می رسد. این واقعه ی تلخ زنگ خطریست برای سایر همکاران و دوستان انجینر شهید. و همین امر باعث می شود تا احمد شاه مسعود قبل از تکمیل سال دوم درس را رها کرده و تقریباً دو سال را به طور مخفیانه در شهر کابل و شمالی سپری کند. کمی بعد او پشاور می رود و برای نخستین بار در یک کورس کوتاه مدت آموزش عسکری می بیند، اما او خود چنان استعداد در زمینه ی فراگیری دارد که استادانش را حیرت زده می کند.
البته نا گفته نماند که مطالعات مسعود در زمینه های تاریخی، سیاسی، علوم اجتماعی و نظامی او را همواره در راه رسیدن به اهداف والایش یاری نموده است.
سال 1354 قرار بر این می شود تا با عدم حضور چند ماهه ی رهبری نهضت پروفیسور ربانی (سفر مصر) کودتایی به فرمان گلبدین حکمتیار رییس حلقه ی جوانان نهضت اسلامی بر ضد رژیم سردار محمد داودخان در کابل بر پا شود. مسعود نیز در موعد مقرر با جمعی از همرزمانش وارد کشور می شوند. او ساحه ی وسیع از پنجشیر را به تصرف در می آورد و منتظر می ماند تا طبق پلان وعده اده شده از جانب حکمتیار خبر کودتا در کابل از طریق رسانه ها اعلان شود. اما طرح و اجرای برنامه از سوی گلبدین حکمتیار  با شکست مواجه شد و هرگز در آن تاریخ کودتایی شکل نگرفت. احمد شاه مسعود نیز مجبور به عقب نشینی می شود. در این میان او با از دست دادن جمعی از دوستانش که شهید می شوند برای نخستین بار طعم تلخ جنگ را مزمزه می کند، اما با نیروی بیشتر و ارادهء آهنین تر دو باره به پشاور بر می گردد تا این بار برای مبارزاتش، خود طرح بریزد و مستقلانه تصمیم بگیرد.
سرزمین دیرینه پای ما مشحون از ستم ستیزی، پیکار و حماسه است. سرطان 1358 پهلوان نیرومند و سردار بی باک، با تنی چند از همراهان خویش به وطن باز می گردد و این بار می آید تا برای همیشه در پناه استوار دره های پنجشیر مبارزات خستگی نا پذیر خویش را آغاز نماید.
سر انجام با یاری کسانی که به سرزمین خویش خیانت کرده و دل به بیگانه سپرده بودند، خاک پاک افغانستان مورد تجاوز ارتش سرخ شوروی قرار می گیرد و قرار از جان مسعود عزیز می ستاند. او با این باور که بیگانه از هر کجا که آمده باشد و با هر دستاویزی و هر بهانه ای که آمده باشد، دشمن ماست و ما را از درون و از ریشه بر می افکند، راسخ تر از گذشته به پا می خیزد تا زهر ناکامی را به جان جانوران شب شکاری بریزد. که به سرزمین او آمده بودند تا هریک به گونه ای نیش و چنگال و نوک خود را در دل و جان مردم فرو کنند و آسایش شان را بر هم بریزند.
جوان دلیر قصه های خوب سرزمین ما، سالیان بسیار را در کنار مردم توفان زده اش سپری می کند، دست از همه ی آسودگی ها می شوید و با سینه ی سپر کرده ی فولادین و با بازوان توانای آهنین و با اندیشه ی تابناک و زرین و با دمی استوار می رزمد. او بنای جنگ چریکی را می گذارد. جنگی که دشمن را به نابودی می کشاند و نبوغ و ابتکار نظامی احمد شاه مسعود را در تمام جهان پخش می کند.
احمد شاه مسعود در طول سالها مبارزه اش هرگز وسوسه بیگانگان را به دل راه نمی دهد و اجازه نمی دهد نیش های زهر آلود تفرقه به جان یارانش زخم برساند. او مردمش را از هر قوم و قبیله و گروه می ستاید و دوست می دارد و همین بزرگ منشی های اوست که نامش را التیام بخش قلب های دردمند می کند. دل ها و جان ها همه بسته به نگاه گرم او می شود و حضورش شادی بخش ترین لحظاتی می شود که در زندگی مردم رقم می خورد.
او دل به کوه و دشت می زند و چون پناه استوار مردم است با همه ی تلخی ها و مرارت ها دست و پنجه نرم می کند و هرگز خم به ابرو نمی آورد، او به همه جا و همه چیز جان تازه می بخشد. پاهای نیرومند او زمین زیر پایش را برای او و همراهانش هموار می کند.
تنها درد جانکاهش تازیانه باد های سردیست که کودکان را غمگینانه و زرد روی در وحشت آوای تلخ و تک خوان جنگ می ترساند. او برای کودکان سرزمین اش اشک می ریزد اما قرار گرفتن در مقام مسعود، بازی های ساده کودکان را دلچسپ و دل انگیز می کند و همه ی رویا های شیرین شان را تعبیر می سازد.
تنها نقطه ای که هرگز پای دشمن به آن نرسیده، مقر اوست. قوای مسلح شوروی بین سالیان 1358 و 1361 با تمام نیرو به پنجشیر حمله می برد، اما مسعود با مقابله ی زیرکانه و تحسین آفرین اش، پی هم آنها را شکست می دهد و نام برازنده و پر شکوهش را در سطح جهانی بلند می  سازد.
در سال 1363 مهم ترین در گیری در پنجشیر به وقوع می پیوندد. حمله هفتم قوای شوروی و بزرگترین حمله در طول لشکر کشی ارتش سرخ در افغانستان پنج سال طول کشید و مسعود در این سال ها با ضربات سنگین نیروی دشمن را تضعیف نموده عاقبت او را به اعتراف شکست وا می دارد و همین باعث فروپاشی ابر قدرت شوروی می گردد. چنانچه جریدهء معروف بین المللی ( وال استریت ژورنال) به وی لقب برندهء جنگ سرد را می دهد و یکتن از علما و شخصیت جهانی اسلام شیخ عزام وی را بزرگتر از ناپلئون می خواند.
احمد شاه مسعود با پایدار ماندن بر پیمانی که با خدا و مردمش بسته بود، عاقبت طعم شیرین پیروزی و رهایی را در جان خسته سرزمین اش چکاند. اما مبارزه او تمام نمی شود. مردانی که نورانیت عرفان ملکوتی شان هزاران طور تجلی را به موسی صفتان می نمایانند، می روند تا حکومت کمونیستی داکتر نجیب الله را در هم شکنند. می روند تا از قبیله ی کوهکنان عاشق، تیشه ی عشق را بر بیستون تاریخ بسایند و نام اسطوره ای خود را برای همیش جاودان سازند، و بالآخره با تلاش و پشتکار در بهار 1371 رژیم کمونیستی داکتر نجیب الله در هم می شکند و مسعود فاتح سرزمین خود و فاتح قلب های مردم می رود تا به عنوان پاره جدا نا پذیر از مردم در خدمت مردم باشد و با موافقت همه رهبران جهادی به سمت وزیر دفاع و رییس کمیسیون امنیت ملی در کابل آماده فعالیت های جدید خویش می گردد. اما این پیروزی شیرین رقیب دیرپای او گلبدین حکمتیار و نظامیان پاکستان را آشفته می سازد. حکمتیار که گرفتار دیو رشک شده بود و همچنین پاکستان که استراتژی طویل المدت خویش را در شکست می بینند به دام خشم می افتند، با عده ای فریب خورده ی دیگر نیز که از گوشه و کنار با آهنگ گردنکشی و رویا رویی با مسعود و دل پرداخته به حکومت و قدرت به پا می خیزند و آشوب سراسر کشور را فرا می گیرد.
احمد شاه مسعود که نمی خواهد بیش از این خواب های مردمش را آشفته ببیند، با بزرگ منشی خاص خودش باب مذاکره با مخالفین داخلی خویش را می گشاید و حاضر می شود تمام شرایط آنان را برای آتش بس بپذیرد. حتی از مقام خویش استعفا می دهد اما خشم های آتشین حکمتیار جز با شعله های عصیان گر جنگ فروکش نمی کند و پاکستان توافق افغانی را به نفع استراتیژی خویش نمی پندارد.
مسعود که آرزو دارد شاهد رویش گلپونه های صلح در سرزمین ویرانه اش باشد این بار زخم های آشنایان تاریک اندیش و قربانی شدن مردم بی گناه روح و روانش را به شدت می آزارد اما او مجبور به دفاع می گردد. دشمن که از دیر باز چشم به سرزمین ما دارد و چشم به راه چنین رویدادیست، با روی خوش و لب خندان مزدورانی دیگر را اجیر می نماید تا افغانستان مجروح و دردمند ما را تصاحب کنند. حضور مجاهدین با خاطراتی تلخ برای مردم چهار سال و پنج ماه طول می کشد که با آمدن طالبان (این پدیده ساخته و پرداخته پاکستان) فتنه ی دیگر بر سرزمین ما شلاق می کوبد. آنان می آیند تا اندیشه های نا درست و تباه را در مغز مردم جای دهند و با هر آنچه در سرزمین ماست برای خود زندگی سرشار بر پا کنند.
مسعود با تصرف کابل به دست طالبان دو باره به زادگاه خویش باز می گردد و درست در زمانی که خستگی و نومیدی روح و روان مبارزین مسلمان ما و مردم درد کشیده ما را مجروح کرده است، او فریاد بر می آورد که به خدا سوگند حتی اگر به اندازه کلاهم جای ماندن در این سرزمین را داشته باشم می مانم و مقاومت می کنم، جهان را به شگفتی می آورد و همرزمانش را به شوق مبارزه ی نو بیدار می کند. او راه شکوهمندش را بر می گزیند. شکوه او اوج نبردی بی پایان برای زیستن و برای ماندن مردم، تصویر این مرد خوب را در سیمای تاریخ ما روشن و پر تلالو می سازد. علاوه بر این مسعود که از متن جامعه بر خاسته است و علاوه بر فرماندهی مبتکر و نیرومند، مدیر آگاه و مدبر نیز هست. در تمام این سال ها برای مردم غم خواری می کند. در جنگ به فکر آبادانی است و در ظلمت مطلق به فکر آینده ی فرزندان این سرزمین.
مسعود به شخصیت ملی و فرهنگی و میهنی و مرزها و سرزمین خودش می اندیشد و با همین اندیشه در درازنای زندگی پربار خویش، شسته و رفته از همه بدی ها و پلیدی ها، بلند اندیش و پاکدل، زندگی خویش را برای رفاه و دفاع از مردمش فدا می کند.
پنج سال تمام را با همه هستی اش در مقابل طالبان مقاومت می کند و در سفر تاریخی خویش در 16 حمل 1380 به اروپا، جهانیان را از خطر مرگبار تروریزم آگاه می کند و درباره طالبان و گروه تروریزم و قالب بندی استراتژیک پاکستان در افغانستان هشدار می دهد که این پدیده نه تنها دامنگیر افغانستان بلکه جامعه جهانی در این آتش خواهد سوخت.
ابعاد گوناگون شخصیت بی نظیر و برازنده مسعود در این سفر آشکار می شود، اما پیش از آنکه فریاد بلند او چشم جهانیان را به سوی افغانستان روشن کند، او در اوج شکوه و درخشش مورد سوء قصد قرار می گیرد.
روز 18 سنبله سال 1380 است، دریاها در زیر پرتو گرم خورشید آرام و آهسته موج می زنند. اما در پیچ و تاب موجها بی قراریست. برگ های لرزان بید آرام آرام دردی بزرگ را در گوش طبیعت نجوا می کنند.
خبر ترور او در گوش سرزمین اش و در گوش جهان می پیچد. همه با نا باوری غم زده و هراسناک می شوند. مردم نا آرام اند. گویی خار زهرناک و فولادین در دل شان فرو رفته است. دردی که از خلش خار بر دل ها نشسته بود، و زهرابه ای که از نوک خار به جان ها می ریخت در همه ی کنش های مردم خود را وا می نمود. آنان پیوسته در تکاپوی به دست آوردن خبری از سردار دلیرشان هستند و عاقبت:

انالله و انا الیه راجعون
بله، از حنجره ی دردمند نطاق و سخنگویان خبر جانسوز شهادت وی اعلام می گردد و رفتن او جهان را تکان می دهد.
او می رود و قبل از آن که در آغوش خاک جای گیرد با حادثهء 11 سپتمبر جهان بخود می آید و می داند که او کی بود...
او می رود اما دشت های این سرزمین، سبزه ها و لاله ها و گل ها، این ها همه از خاکی بر می خیزند که روزی مردی چون اوگام بر آن ها نهاد.
او می رود تا دیدگان تاریخ با گرامیداشت، به روزهای پر شکوه زندگی او بنگرد.
او می خواست تا پایان روزهای سخت و ترس آلود و شکنجه آمیز کودکان سرزمین خویش را ببیند، اما افسوس!
او جانش را فدا کرد تا بهار پس از زمستانی سردو دراز، آرام آرام پای به سرزمین او بگذارد.
او می رود تا نام نیک اش چون گلبرگ تازه ای در میان چمن زار این سرزمین بدرخشد.
او که نگاهش به زندگی و به جهان و به گیتی و به هرچه که بود شیرینی و دل انگیزی می داد، چشم از جهان فرو بست.
او رمز جادانگی را می دانست. عطر پیراهن خونین یوسف را می شناخت و سناریوی سرشار از نورانیت موسی را می فهمید و می دانست که یک کودک در گهواره سخن می گوید و مسیح می شود.
ما نیز می دانیم که:
تندیس دلاوری احمد شاه مسعود تا ابدیت تاریخ زینت بخش مزارع سبزینه زای دیار ماست.

روحش شاد باد

 

  

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 8:33  توسط عبدالناصر"عابد"  | 

سلام جوانان بادغیسی!

خوشحالم که درعرصه انترنیت میخواهم یک سایت بنام جوانان باغیرت وشجاع بادغیس داشته باشم

امیدوارم بتوانم مطالب ارزنده وجالب مورد علاقه جوانان را درین وبلاگ ثبت وبدسترس تان قراردهم

چون شروع ونخستین روز آغاز سایت شما جوانان است کمی وکاستی های در آن به مشاهده خواهدرسید بنآ معذرت مارا بپذیرید. امیدوارم مارا درین راستا کمک وهمکاری نمائید .

مادر انتظار نظرات پشنهادات وانتقادات سازنده شما عزیزان میباشیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 7:23  توسط عبدالناصر"عابد"  |